ترجمه "locataire" به فارسی
مستأجر, مستاجر, مست بهترین ترجمه های "locataire" به فارسی هستند.
locataire
noun
masculine
دستور زبان
-
مستأجر
Celui qui occupe une maison ou une partie de maison à loyer.
Ils ont oublié de l'enlever quand le précédent locataire est mort.
وقتي آخرين مستأجر مُرد يادشون رفت اينو قطع کنن
-
مستاجر
nounMais la seule chose que vous savez qu'ils ont déjà résolue est qu'il y a beaucoup de locataires.
اما یکی مشکلاتی که قبلا حل شده این است که آنها تعداد زیادی مستاجر دارد.
-
مست
noun
-
ترجمه های کمتر
- اجاره نشین
- اجاره کردن
- متصرف بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " locataire " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "locataire" با ترجمه به فارسی
-
حقوق موجر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن