ترجمه "loin" به فارسی
دور, dur, از نزدیک بهترین ترجمه های "loin" به فارسی هستند.
loin
adverb
Se trouvant à une grande distance (sens général) [..]
-
دور
adjective adverbSe trouvant à une grande distance (sens général) [..]
L'Afrique du Sud est loin.
آفریقای جنوبی دور است.
-
dur
adverb -
از نزدیک
adverb
-
ترجمه های کمتر
- از پهلوی
- با
- بدست
- بسیار
- بواسطه
- بوسیله
- خارج
- در کنار
- غایب
- فرعی
- پس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " loin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "loin"
عباراتی شبیه به "loin" با ترجمه به فارسی
-
از دل برود هر آنکه از دیده برفت · از دل برود هرآنکه از دیده برفت
-
بعدی · دیگر
-
فواره چون بلند گردد سرنگون شود
-
بعدی · دیگر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن