ترجمه "main" به فارسی
دست, انداختن در, دادن بهترین ترجمه های "main" به فارسی هستند.
main
noun
feminine
دستور زبان
Partie du corps humain située au bout du bras, qui s’étend du poignet jusqu'au bout des doigts, qui sert à la préhension et au toucher. [..]
-
دست
nounابزار چنگ زدن به اندام های فوقانی [..]
Je n'ai pas le choix
دست من باز نیست
-
انداختن در
verb -
دادن
verbVoulons-nous tendre la main et faire du bien aux autres ?
آیا ما خواستار برکت دادن دیگران هستیم؟
-
ترجمه های کمتر
- دس
- دست (یکا)
- دَست
- رود ماین
- سرزدن
- سند
- پنجه
- چنگال
- کمک کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " main " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Main
Main (rivière)
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Main" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Main در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "main"
عباراتی شبیه به "main" با ترجمه به فارسی
-
گوشی هندزفری
-
ملزومات کار · نيازهاي نيروي كار
-
در دسترس
-
کارگر موقت
-
کارگر مهاجر
-
نیروی انسانی
-
کارگر روزمزد
-
کیسه · کیف دستی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن