ترجمه "maintenance" به فارسی
نگهداری, اطعام, اطعام مساکین بهترین ترجمه های "maintenance" به فارسی هستند.
maintenance
noun
feminine
دستور زبان
Conservation en bon état des locaux et des équipements d'une entreprise.
-
نگهداری
noun feminineLa maintenance robotique pourrait prolonger la vie de centaines de satellites en orbite autour de la Terre.
تعمیر و نگهداری بهوسیله رباتها میتواند عمر صدها ماهوارهی در مدار را بیشتر کند.
-
اطعام
noun feminine -
اطعام مساکین
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- عملیات تعمیر و نگهداری
- مرمت
- معاش
- نفقه
- نگهداشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maintenance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "maintenance" با ترجمه به فارسی
-
سیستم کامپیوتری مدیریت تعمیرات
-
تعمیر و نگهداری هواپیما
-
عیب یابی نگهداری
-
مرکز عملکرد
-
مدیریت و خدمات رسانی آماده سازی تصویر
-
پایش وضعیت
-
نگهداری و تعمیرات
اضافه کردن مثال
اضافه کردن