ترجمه "maladie" به فارسی
بیماری, مرض, ناخوشی بهترین ترجمه های "maladie" به فارسی هستند.
Blessure, trouble ou maladie causant des souffrances physiques ou mentales à la personne ou l'animal atteint. [..]
-
بیماری
nounmaladie [..]
Après la maladie, on apprécie très bien la santé.
پس از بیماری، انسان بهخوبی قدر سلامتی را میداند.
-
مرض
nounmaladie [..]
Si vous avez une maladie grave, vous avez besoin de remèdes en conséquence.
وقتی کسی به مرض بدی دچار است، باید درمانش هم به همان اندازه بزرگ باشد.
-
ناخوشی
nounProcessus pathologique défini qui a un ensemble caractéristique de signes et de symptômes qui affectent le bien-être de l'individu.
En fait, le second avantage d'être médecin, c'est de pouvoir faire des expériences sur vos propres maladies.
خب، دومین مزیت پزشک بودن این است که از میتواند روی ناخوشی خودتان آزمایش انجام دهید.
-
ترجمه های کمتر
- ضرم
- انزجار
- بهبودی
- بیماری مزمن
- تندرستی
- حال
- سلامت
- علت
- کسالت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " maladie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "maladie"
عباراتی شبیه به "maladie" با ترجمه به فارسی
-
ارگوت (بيماري گياهي)
-
بيماري برنا · بيماري منقار و پر طوطيان · بيماريهاي ويروسي · تريستزاي مركبات · ویروسزدگیها
-
بیماریهای رحم