ترجمه "malin" به فارسی
آلپر, الپر, باهوش بهترین ترجمه های "malin" به فارسی هستند.
malin
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Méchant (1) [..]
-
آلپر
adjective -
الپر
adjective -
باهوش
adjective masculineD'un seul coup, le gars qui a le marteau paraît plus si malin que ça.
کسي که بهش ميز کلاب رو دادن ، نمي تونه اينقدر باهوش باشه.
-
ترجمه های کمتر
- تخس
- خدعه آمیز
- روباه صفت
- زرنگ
- زیرک
- شریرانه
- شیطنت آمیز
- مزور
- موذی
- ناقلا
- نیرنگ آمیز
- پر تزویر
- پر حیله
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " malin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Malin
proper
masculine
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Malin" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Malin در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "malin" با ترجمه به فارسی
-
نشانگان نورولپتیک بدخیم
-
ام.اچ.اس · نشانگان تنش خوکی · نشانگان فزوندمايي بدخيم
-
جولان دادن · خودنمایی کردن
-
هیپرترمی بدخیم
-
ام.اچ.اس · نشانگان تنش خوکی · نشانگان فزوندمايي بدخيم
-
سیر بدخیم
-
نشانگان فزوندمايي بدخيم
-
تب نزلهای بدخیم گاوان · ویروس تب نزلهای بدخیم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن