ترجمه "manager" به فارسی
مدیر, مربی (کشتی حرفهای) بهترین ترجمه های "manager" به فارسی هستند.
manager
noun
masculine
دستور زبان
Personne dont le travail est d'être en charge de quelque chose.
-
مدیر
noun masculineprofession
Ils égarent sans cesse leurs instruments en tournée, ce qui rend leur manager furieux.
در طول تور سازهایشان را جابجا میگذارند، و این اعصاب مدیر را خرد کرده است.
-
مربی (کشتی حرفهای)
personne qui accompagne un catcheur
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " manager " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "manager" با ترجمه به فارسی
-
مدیر اتصال
-
مربی تیم بیسبال
-
مدیر کل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن