ترجمه "mesurer" به فارسی
ارزیابی کردن, افول, اندازه بهترین ترجمه های "mesurer" به فارسی هستند.
mesurer
verb
دستور زبان
étudier (une situation) [..]
-
ارزیابی کردن
verb -
افول
noun -
اندازه
nounNous utilisons ces pièces de puzzle pour assembler une image qui correspond aussi avec les mesures des télescopes.
و ما قطعه قطعه این پازل را می بینیم که که در ابتدا تلسکوپها اندازه گیری کرده اند.
-
ترجمه های کمتر
- اندازه گرفتن
- سنجیدن
- قدم زدن
- متر
- میزان
- وزن
- پهن کردن
- گام زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mesurer " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mesurer"
عباراتی شبیه به "mesurer" با ترجمه به فارسی
-
خط میزان
-
اندازهگيري · اندازهگیری · تعيين اندازه
-
معیارهای گیاهبهداشتی
-
به تدریج · کم کم یا رفته رفته
-
دادن
-
تاآنجاکه · زيرا
-
نردبان فاصله کیهانی
-
ESM
اضافه کردن مثال
اضافه کردن