ترجمه "mettre" به فارسی

گذاشتن, محل, پوشیدن بهترین ترجمه های "mettre" به فارسی هستند.

mettre verb دستور زبان

Mettre ou placer un objet dans un endroit différent de où il était originellement. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • گذاشتن

    verb

    En plus, je dois mettre ces pièces dans l'enveloppe.

    . تازه دستم رو برای گذاشتن سکه ها تو پاکت نیاز دارم.

  • محل

    noun

    Le fait de passer là-bas met tout ça en péril.

    رفتن شما به اون محل ميتونه تمام اين تلاش ها رو به خطر بندازه.

  • پوشیدن

    verb

    Je mets un peu de laine de côté, pour te tricoter des chaussettes, comme ça tes bottes seront plus confortables.

    یه مقدار نخ واست کنار گذاشتم تا باهاشون جوراب ببافم تا موقع پوشیدن چکمه ها راحت تر باشی

  • ترجمه های کمتر

    • از پیش بردن
    • اشباع شدن
    • اقناع شدن
    • انداختن در
    • بازداشتن
    • براه انداختن
    • برتن کردن
    • برگشتن
    • بلعیدن
    • جدید کردن
    • حریصانه خوردن
    • در زندان نهادن
    • دست انداختن
    • سرزدن
    • سفت کردن
    • فرو کردن
    • قراردادن
    • مجبورکردن
    • محدود کردن
    • هدف گیری کردن
    • پر خوردن
    • پر کردن
    • پرتاب
    • پیچیدن
    • گشودن
    • گول زدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mettre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mettre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mettre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه