ترجمه "micro" به فارسی
بلندگو, حائل شدن, ریز کامپیوتر بهترین ترجمه های "micro" به فارسی هستند.
micro
noun
masculine
دستور زبان
micro (phone)
-
بلندگو
noun masculine -
حائل شدن
verb masculine -
ریز کامپیوتر
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- میکرو
- میکروفن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " micro " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Micro
Micro (préfixe du système international)
-
میکرو
Micro (préfixe du système international) [..]
Les énergies renouvelables, l'isolation, les micro-réseaux et les maisons intelligentes deviennent moins chers.
هزینه تجدیدپذیرها، عایقکاری، شبکه برق میکرو و فناوری خانگی هوشمند همگی رو به کاهش است.
عباراتی شبیه به "micro" با ترجمه به فارسی
-
ميكروارگانيسمهاي رودهاي
-
باكتريهاي سرمادوست · سرماپرورها · میکروارگانیسمهای سرمادوست
-
باكتريهاي گرمادوست · میکروارگانیسمهای گرمادوست
-
ریزسیاهچاله
-
ریزموج
-
تابش ریزموج · تندپز · ریز موج · میکرو ویو
-
خواص میکروبی
-
میکروارگانیسمهای تثبیتشده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن