ترجمه "migrateur" به فارسی
مهاجر, کوچ کننده بهترین ترجمه های "migrateur" به فارسی هستند.
migrateur
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
مهاجر
adjective masculineLes salmonidés migrateurs nécessitent une eau fraîche et bien oxygénée pour frayer.
ماهي هاي قزل آلاي مهاجر براي تخم ريزي به آب خنک و با اکسيژن مناسب نياز دارند.
-
کوچ کننده
adjective masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " migrateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "migrateur" با ترجمه به فارسی
-
آفات مهاجر · آفت مهاجر
اضافه کردن مثال
اضافه کردن