ترجمه "minuscule" به فارسی
کوچک, خرد, ریز بهترین ترجمه های "minuscule" به فارسی هستند.
minuscule
adjective
noun
masculine
feminine
دستور زبان
Très petit. [..]
-
کوچک
adjectiveAujourd'hui, nous savons que ces minuscules cellules sont les organismes photosynthétiques les plus abondants sur la Terre.
اکنون میدانیم این سلولهای کوچک فراوانترین نوع موجودات فتوسنتز بر روی زمین هستند.
-
خرد
adjectiveUn seul trématode est minuscule,
حال، یک تک تروماتود خرد و میکروسکوپی است،
-
ریز
adjectiveIls se servent de la lumière pour observer des choses minuscules.
میکروسکوپها، البته از نور برای دیدن چیزهای ریز استفاده میکنند.
-
ترجمه های کمتر
- که
- کوچولو
- بینهایت کوچک
- حرف کوچک
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " minuscule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "minuscule"
عباراتی شبیه به "minuscule" با ترجمه به فارسی
-
آبچلیک کوچک
-
حروف کوچک
اضافه کردن مثال
اضافه کردن