ترجمه "modérateur" به فارسی
دلال, مداخله کننده, مدیر بهترین ترجمه های "modérateur" به فارسی هستند.
modérateur
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
دلال
noun -
مداخله کننده
noun -
مدیر
noun masculineModérateur : Serait-il embarrassant que je vous pose une autre question sur vos fantasmes érotiques ?
مدیر: حالا، به نظرت مضحکه اگه یک سؤال درباره فانتزی های عشقی تو بپرسم؟
-
وساطت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " modérateur " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Modérateur
-
آرامکننده نوترون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن