ترجمه "mode" به فارسی

مد, حالت, ادب بهترین ترجمه های "mode" به فارسی هستند.

mode noun masculine feminine دستور زبان

Catégorie grammaticale d'un verbe qui indique son degré de réalité ou d'intention. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مد

    noun

    Style le plus récent et le plus admiré en terme de vêtements, de cosmétique et de comportement. [..]

    Mais la mode s'est rapprochée du corps avec la découverte des usages du bouton.

    اما بعد از کشف کاربردهای دکمه مد بیشتر به بدن نزدیک شد.

  • حالت

    noun

    Je l'ai senti qui entrait en mode survie.

    بوشو احساس کردم که داره حالت حفظ بقا به خودش ميگيره

  • ادب

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • الگو
    • اندرز
    • برنامه کار
    • خلق
    • راه
    • رایزنی
    • رسم معمول
    • روش
    • عمومی و رایج
    • قالب
    • قسم
    • متد
    • مشورت
    • موج
    • نوع
    • وجه دستوری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mode " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "mode" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mode" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه