ترجمه "mon" به فارسی
م, من, مون بهترین ترجمه های "mon" به فارسی هستند.
mon
noun
masculine
دستور زبان
M'appartenant.
-
م
adjectiveC'est quoi le problème si je vérifie mes courriels toutes les quinze minutes ?
چه اشکالی وجود دارد، اگر من هر پانزده دقیقه ایمیل ام را کنترل کنم.
-
من
adjectiveC'est quoi le problème si je vérifie mes courriels toutes les quinze minutes ?
چه اشکالی وجود دارد، اگر من هر پانزده دقیقه ایمیل ام را کنترل کنم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mon " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mon
-
مون
Mon fils, Treelore, disait qu'il y aurait un écrivain dans la famille.
پسرم " تريلور " هميشه ميگفت ما بالاخره توي خانواده مون يه نويسنده خواهيم داشت
عباراتی شبیه به "mon" با ترجمه به فارسی
-
قربونت
-
دوستان
-
م · من
-
قربونت برم
-
اسم من قرمز است
-
م · من
-
کلیدهایم را گم کردم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن