ترجمه "monter" به فارسی
سوار شدن, برخاستن, راندن بهترین ترجمه های "monter" به فارسی هستند.
monter
verb
دستور زبان
Augmenter, croître [..]
-
سوار شدن
Se placer et se déplacer dans un véhicule
Et vous payez avant de monter dans le bus.
و شما می توانید کرایه را پیش از سوار شدن بپردازید.
-
برخاستن
verb -
راندن
verb
-
ترجمه های کمتر
- سواری کردن
- بالا رفتن
- برخیزیدن
- سرسری گرفتن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "monter"
عباراتی شبیه به "monter" با ترجمه به فارسی
-
مبالغ جبرانی · پرداختهاي جبراني
-
شدن
-
خیزش
-
بالابر پله
-
بالابرها · بالابرهای سطلي · بالابرهای چنگكي
-
مبلغ · مقدار
-
زودرسی · زودرسی (گیاه)
-
خیلی محتاط · یاسم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن