ترجمه "montrer" به فارسی

نشان دادن, نمایش, ابراز داشتن بهترین ترجمه های "montrer" به فارسی هستند.

montrer verb دستور زبان

Rendre visible, faire que quelqu'un voit quelque chose. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • نشان دادن

    verb

    Faire que quelqu'un voit quelque chose. [..]

    Au lieu de montrer son avancement, elle préfère ne rien montrer.

    به جای نشان دادن روندی که ایجاد کرده بود٬ او ترجیح میداد هیچ چیز را نشان ندهد.

  • نمایش

    noun

    Et pour la première fois je montre ceci.

    و این اولین بار است این را نمایش میدهم.

  • ابراز داشتن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • ارائه
    • اشکار ساختن
    • حاضر شدن
    • حضور یافتن
    • رسم کردن
    • سرگردان بودن
    • شرح دادن
    • شهادت دادن
    • مجسم کردن
    • منظر
    • نقش کردن
    • نمودن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " montrer " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "montrer"

عباراتی شبیه به "montrer" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "montrer" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه