ترجمه "morale" به فارسی
اخلاق, اخلاقی, اخلاقیات بهترین ترجمه های "morale" به فارسی هستند.
morale
noun
adjective
feminine
دستور زبان
-
اخلاق
nounensemble des règles ou préceptes relatifs à la conformation de l'action humaine aux mœurs
Nos sacrifices de louange seront inacceptables si nous sommes coupables d’impureté morale.
اخلاق ناپاک، قربانی لبها یعنی تمجید و ستایشی را که از یَهُوَه میکنیم غیر قابل قبول میکند.
-
اخلاقی
adjective feminineVous savez, les politiques publiques et le progrès moral.
منظورم مسائلی چون سیاست عمومی و پیشرفت های اخلاقی است.
-
اخلاقیات
noun feminineOK, alors qu'y a t-il dans la première ébauche de l'esprit moral ?
خوب حالا روی اولین پیش نویس اخلاقیات در ذهن چی نوشته؟
-
ترجمه های کمتر
- روحیه
- سیرت
- معنوی
- مفهوم
- پند
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morale " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "morale" با ترجمه به فارسی
-
کژمنشی
-
شخص حقوقی · شخص حقیقی
-
جهانیگرایی اخلاقی
-
اخلاق · اخلاقی · روحیه · معنوی · مفهوم · پند
-
بی تفاوتی اخلاقی
-
اوو مورالس
-
حقوق معنوی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن