ترجمه "morceau" به فارسی
تکه, لقمه, اثر بهترین ترجمه های "morceau" به فارسی هستند.
morceau
noun
masculine
دستور زبان
Petite quantité de nourriture solide. [..]
-
تکه
noun masculineApporte-moi un morceau de papier s'il te plait.
خواهش می کنم، یک تکه کاغذ برایم بیاورید.
-
لقمه
noun masculineQuand vous avez faim, vous aimez peut-être croquer un morceau de pain.
زمانی که گرسنه میشوید، ممکن است در پی لقمه نانی باشید.
-
اثر
noun masculineLe morceau était bien.
اون يه اثر آهنگي توپ بود
-
ترجمه های کمتر
- تیکه
- رگه
- نقطه
- نوشته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " morceau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "morceau"
عباراتی شبیه به "morceau" با ترجمه به فارسی
-
تابع چندضابطهای
-
قطعات گوشت · مفاصل · مفاصل (گوشت)
-
لت و پار کردن · لَخت کردن
-
قطعات گوشت · مفاصل · مفاصل (گوشت)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن