ترجمه "mort" به فارسی

موت, مرگ, مرده بهترین ترجمه های "mort" به فارسی هستند.

mort adjective noun verb masculine feminine دستور زبان

arrêt de la vie [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • موت

    noun

    Fin de la vie. [..]

    Je ne pleure pas car je vais mourir.

    چون بهم گفتی رو به موت هستم گریه نمیکنم

  • مرگ

    noun

    Fin de la vie. [..]

    La mort ne connait ni riche ni pauvre.

    مرگ نه فقیر میشناسد نه غنی.

  • مرده

    adjective masculine

    Un chien en vie vaut mieux qu'un lion mort.

    یک سگ زنده بهتر از یک شیر مرده است.

  • ترجمه های کمتر

    • وفات
    • ھلاک
    • ازبین رفته
    • انهدام
    • بارش
    • بدون حرکت
    • تخریب
    • تمام شده
    • خرابی
    • راکد
    • زوال
    • سقوط
    • مطلق
    • ویرانی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " mort " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Mort
+ اضافه کردن

"Mort" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Mort در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "mort"

عباراتی شبیه به "mort" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "mort" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه