ترجمه "mortier" به فارسی
ملات, خمپارهانداز, منداغان بهترین ترجمه های "mortier" به فارسی هستند.
mortier
noun
masculine
دستور زبان
mortier (pour moudre en cuisine) [..]
-
ملات
élément de liaison, de scellement ou enduit en maçonnerie
Nous devons dégager nos jambes du mortier.
هنوزم بايد پاهامون رو از ملات بيرون بياريم
-
خمپارهانداز
pièce d'artillerie
-
منداغان
nounBouche à feu qui effectue des tirs indirects de projectiles explosifs.
-
ترجمه های کمتر
- هاون
- کماره
- خمپاره
- دارو کوب
- دیگ
- ساروج
- سیر کوب
- شفته
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mortier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "mortier"
عباراتی شبیه به "mortier" با ترجمه به فارسی
-
هاون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن