ترجمه "moule" به فارسی
قالب, موسلها, ابسته بهترین ترجمه های "moule" به فارسی هستند.
moule
noun
verb
masculine
feminine
دستور زبان
Mollusque (1) : [..]
-
قالب
Matière creusée selon une forme définie, et dans laquelle le fondeur verse le métal en fusion.|1
Tu sais que ça se congèlerait avant de couler dans le moule.
قبل از رسيدن به قالب ، سفت خواهد شد.
-
موسلها
-
ابسته
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- بطن
- رحم
- مهبل
- کالب
- کس
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moule " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "moule"
عباراتی شبیه به "moule" با ترجمه به فارسی
-
جان کنی · خرد شدن · خردکردن · خمیر کردن · پرکار · کارگر زحمتکش
-
صدف کبود
-
جان کنی · خرد شدن · خردکردن · خمیر کردن · پرکار · کارگر زحمتکش
اضافه کردن مثال
اضافه کردن