ترجمه "moutarde" به فارسی
خردل, xardal, خردلی بهترین ترجمه های "moutarde" به فارسی هستند.
moutarde
noun
feminine
دستور زبان
Poudre ou pâte faite à partir des graines de la plante moutarde.
-
خردل
nouncondiment [..]
La moutarde pique vraiment la langue.
این خردل واقعاً زبان را میسوزاند.
-
xardal
feminine -
خردلی
couleur
-
گیاه خردل
espèce de plantes
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " moutarde " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "moutarde"
عباراتی شبیه به "moutarde" با ترجمه به فارسی
-
نیتروژن موستارد
-
کاراشی
-
براسیکا جونسئا · خردل هندي · راي
-
روغن خردل
-
خردل حبشي
-
براسیکا کاریناتا · خردل حبشي
-
خردل سياه
-
دانه خردل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن