ترجمه "mus" به فارسی
آپودموس, موس, موش بهترین ترجمه های "mus" به فارسی هستند.
mus
verb
particle
-
آپودموس
-
موس
-
موش
noun -
موشها
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mus " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "mus" با ترجمه به فارسی
-
مو
-
حرکت کردن
-
موش خانگی
-
پوستاندازی · پوستریزی
-
دام · ریگ روان
-
اكديسترون · اكديستروييدها · اكديسونها · هورمونهای پوستاندازی
-
برانگیختن · به جلو راندن · تحریک کردن · تکان دادن · جم خوردن · حرکت کردن
-
پوستاندازی اجباری · پوستاندازی القايي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن