ترجمه "muscle" به فارسی
عضله, ماهیچه, عضلات بهترین ترجمه های "muscle" به فارسی هستند.
muscle
noun
verb
masculine
دستور زبان
action (d’un roman)
-
عضله
noun masculineSes muscles contiennent également une substance chimique qui emprisonne l’oxygène.
اما در عضلات این جانور مادهای شیمیایی وجود دارد که اکسیژن را در خود ذخیره میکند.
-
ماهیچه
nounماهیچهها انرژی شیمیایی مواد غذایی را به انرژی مکانیکی تبدیل میکنند
Je pense que l'autodiscipline est une chose, c'est comme un muscle.
من فکر میکنم انظباط شخصی و اراده مثل یک ماهیچه است.
-
عضلات
Ses muscles contiennent également une substance chimique qui emprisonne l’oxygène.
اما در عضلات این جانور مادهای شیمیایی وجود دارد که اکسیژن را در خود ذخیره میکند.
-
ترجمه های کمتر
- تار وپود
- رگ وپی
- ماهيچه
- ماهیچهها
- نیروی عضلانی
- وتر
- پرواری
- پی
- گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " muscle " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "muscle"
عباراتی شبیه به "muscle" با ترجمه به فارسی
-
عضله گیجگاهی
-
ماهیچه بازکننده انگشت اشاره
-
ماهیچه نزدیککننده شست پا
-
عضله گرد کوچک
-
ماهیچه خنده
-
ماهیچه لوزی شکل بزرگ
-
ماهیچه اسپلنیوس گردنی
-
ماهیچه گرد بزرگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن