ترجمه "museau" به فارسی

بینی, پوزه, حفره بيني بهترین ترجمه های "museau" به فارسی هستند.

museau noun masculine دستور زبان
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • بینی

    noun masculine

    Quand le vent tourne, le museau de l'animal tourne toujours face au vent.

    سمت وزش باد شاید که عوض شود، ولی این حیوان بینی اش را همیشه به طرف باد خواهد چرخاند.

  • پوزه

    noun

    – Avec un affreux long museau?

    با يه پوزه ي زشت و بزرگ ؟

  • حفره بيني

    noun masculine
  • ترجمه های کمتر

    • خرطوم فیل
    • سوراخهای بيني
    • منقار
    • نس
    • پرههاي بيني
    • کرسی خطابه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " museau " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "museau" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه