ترجمه "musulman" به فارسی

مسلمان, مسلمانی, مسلم بهترین ترجمه های "musulman" به فارسی هستند.

musulman adjective noun masculine دستور زبان

Personne dont la croyance religieuse est l'Islam.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • مسلمان

    noun

    Je voulais protéger la population musulmane afghane de l'armée soviétique.

    میخواستم مردم مسلمان افغانستان را در مقابل ارتش شوروی حفاظت کنم.

  • مسلمانی

    adjective

    D'autres que la plupart des Américains disent ne connaître aucun musulman.

    و مطالعات نشان داده که بیشتر آمریکاییها میگویند که مسلمانی را نمیشناسند.

  • مسلم

    noun masculine

    Le descendant musulman du Peshwa.

    نام مسلم تبار از پيشوا

  • مسلمون

    noun masculine

    Pour un bon musulman, tu sais botter des culs.

    برای یه مسلمون خوب پدر خیلیا رو درآوردی.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " musulman " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "musulman"

عباراتی شبیه به "musulman" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "musulman" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه