ترجمه "né" به فارسی

برف, سياه بهترین ترجمه های "né" به فارسی هستند.

دستور زبان

Forme la plus commune de précipitation d'eau congelée, en général sous forme de flaques ou de cristaux étoilés. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • برف

    noun

    Forme la plus commune de précipitation d'eau congelée, en général sous forme de flaques ou de cristaux étoilés.

    Elle n'était pas comme toi, elle n'est pas née dans la glace.

    اون مثل تو نبود تو اين برف و يخ متولد نشده بود

  • سياه

    Sombre et sans couleur ; qui ne réfléchi pas la lumière visible.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

proper
+ اضافه کردن

"NÉ" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "né"

عباراتی شبیه به "né" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "né" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه