ترجمه "né" به فارسی
برف, سياه بهترین ترجمه های "né" به فارسی هستند.
né
دستور زبان
Forme la plus commune de précipitation d'eau congelée, en général sous forme de flaques ou de cristaux étoilés. [..]
-
برف
nounForme la plus commune de précipitation d'eau congelée, en général sous forme de flaques ou de cristaux étoilés.
Elle n'était pas comme toi, elle n'est pas née dans la glace.
اون مثل تو نبود تو اين برف و يخ متولد نشده بود
-
سياه
Sombre et sans couleur ; qui ne réfléchi pas la lumière visible.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " né " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
NÉ
proper
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"NÉ" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای NÉ در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "né"
عباراتی شبیه به "né" با ترجمه به فارسی
-
ايمني آغوزی · ايمني جفتي · ايمني جفتگذر · ايمني جنيني · ايمني روياني · ايمني زدهاي · ايمني نوزاد · ایمنی مادری
-
نخری
-
بچه · شيرخواران · طفل · نوزاد · نوزادان · کودک
-
نوزادان (انسانها)
-
جانوران نوزاد · نوزاد
-
كودك نزاده
-
به دنیا آمدن
-
نخری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن