ترجمه "naissance" به فارسی
تولد, زایش, زایمان بهترین ترجمه های "naissance" به فارسی هستند.
naissance
noun
feminine
دستور زبان
Le moment auquel une personne est née. [..]
-
تولد
nounLe fait ou l'action de donner naissance à un enfant, stade ultime de la grossesse.
C'était le rayonnement cosmique laissé par la naissance même de l'univers.
این تابش های کیهانی بیش از تولد جهان بود.
-
زایش
moment du début de l'existence autonome
-
زایمان
noun femininePas plus que les monotrèmes, le troisième et sans doute l'exemple le plus étrange de naissance d'un mammifère.
همچنین درباره تک سوراخیان، سومین و البته عجیبترین نمونه زایمان در پستانداران.
-
ترجمه های کمتر
- برهزايي
- بزغالهزايي
- تولهزايي
- خوكزايي
- دررو
- كرهزايي
- وضع حمل
- گوسالهزايي
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " naissance " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "naissance" با ترجمه به فارسی
-
زادگاه · محل تولد
-
خال مادر زادی · خال گوشتی
-
تنظیم خانواده · كنترل تولد · كنترل جمعيت · پيشگيري از آبستني در انسان · پیشگیری از بارداری
-
شناسنامه · گواهی تولد
-
تولد پيشرس · زودرسی
-
زایمان القایی
-
زایش ستارگان
-
تحويل دادن · زاییدن · وضع حمل
اضافه کردن مثال
اضافه کردن