ترجمه "nez" به فارسی
بینی, دماغ, بينی بهترین ترجمه های "nez" به فارسی هستند.
nez
noun
masculine
دستور زبان
L'organe de la face utilisée pour la respiration et l'odorat.
-
بینی
nounعضوی در مهره داران که با درون دادن و بیرون دادن هوا هماهنگ با دهان در تنفس نقش دارد [..]
Ne mets pas les doigts dans ton nez !
انگشت در بینی خود نکنید!
-
دماغ
nounL'organe de la face utilisée pour la respiration et l'odorat.
Mon nez est gros.
دماغ من بزرگ است.
-
بينی
nounAppendice au milieu de la figure d’un humain [..]
-
ترجمه های کمتر
- توان بویایی
- شامه
- نوک
- پوزه
- bini
- حفره بيني
- سوراخهای بيني
- پرههاي بيني
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " nez " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "nez"
عباراتی شبیه به "nez" با ترجمه به فارسی
-
خون دماغ · خوندماغ · نزف الدم
-
سوراخ بینی
-
لاکپشت خوکبینی
-
وامبت بینیمودار جنوبی
-
انگشت کردن در بینی
-
آلباتروس بینیزرد اطلس
-
غول · لولو
-
دماغ عقابی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن