ترجمه "niveau" به فارسی
سطح, باخاک یکسان کردن, تراز کردن بهترین ترجمه های "niveau" به فارسی هستند.
niveau
noun
masculine
دستور زبان
Outil servant à vérifier la planéité d’une surface [..]
-
سطح
nounAucune fabrication additive ne s'approche de ce niveau de sophistication.
هیچ چاپ سه بعدی امروزه از لحاظ سطح پیچیدگی به ان نزدیک نیست.
-
باخاک یکسان کردن
verb -
تراز کردن
verb
-
ترجمه های کمتر
- خراب کردن
- طبقه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " niveau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "niveau"
عباراتی شبیه به "niveau" با ترجمه به فارسی
-
حساسیت
-
سطح بعد
-
افزارگانی · مکانیزهسازی
-
آبخوانها · تراز آب زيرزميني · سطح آب زیرزمینی · سطح ايستابي
-
تقسیمات کشوری سطح دوم
-
تراز انرژی
-
دامنه سطحبالای عمومی
-
سطوح انرژي · سطوح غذایی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن