ترجمه "normal" به فارسی
روزانه, نرمال بهترین ترجمه های "normal" به فارسی هستند.
normal
adjective
noun
masculine
دستور زبان
Ce qui se produit couramment.
-
روزانه
adjectiveCe qui se produit couramment.
Mais vous remarquerez peut-être que l’encadrement procuré par vos activités normales vous fait beaucoup de bien.
اما متوجه خواهید شد که روال طبیعی زندگیِ روزانه برای شما بسیار مفید خواهد بود.
-
نرمال
adjectiveVoici une représentation de ce que nous pensions être la distribution normale de température.
این یک نمودار است از آنچه ما معمولا توزیع نرمال دما میدانیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " normal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "normal" با ترجمه به فارسی
-
اتلاف طبيعي آب · تعرق
-
نرمالسازی
-
فرم نرمال فصلی
-
توزیع نرمال
-
فرم نرمال اشتراکی
-
توزیع لگ نرمال
-
استاندارد دما و فشار · شرایط استاندارد دما و فشار
-
اتلاف طبيعي آب (از گياهان)
اضافه کردن مثال
اضافه کردن