ترجمه "noyau" به فارسی
هسته, هسته یاخته, جان کلام بهترین ترجمه های "noyau" به فارسی هستند.
noyau
noun
masculine
دستور زبان
La coquille en bois entourant la graine, trouvée dans certains fruits, en particulier les drupes. [..]
-
هسته
nounNous avons commencé par traiter les animaux avec un noyau de dox uniquement.
پس، ما حیوان خود را ابتدا با هسته داکس، فقط داکس، درمان کردیم.
-
هسته یاخته
organite contenant l'essentiel du matériel génétique de la cellule
-
جان کلام
noun masculine
-
ترجمه های کمتر
- خوراک
- دانه
- سنگسار کردن
- غذا
- قوت
- مطلب عمده
- مغز
- مغزهسته
- نکته مهم
- هسته مغناطیسی
- پوسته هسته
- گوشت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " noyau " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "noyau"
عباراتی شبیه به "noyau" با ترجمه به فارسی
-
هسته بیرونی
-
سهره نوکبزرگ
-
هسته (سیاره)
-
برآورد چگالی
-
سهره نوکبزرگ
-
هسته · هسته (ساختار سلول) · هسته سلول · هسته یاخته
-
هسته درونی
-
هسته اتم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن