ترجمه "nu" به فارسی

برهنه, سازمان ملل متحد, نو بهترین ترجمه های "nu" به فارسی هستند.

nu adjective noun masculine دستور زبان

Sans vêtements. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • برهنه

    adjective
  • سازمان ملل متحد

    adjective masculine
  • نو

    noun masculine

    Alors nous avons lancé l'Université des Va-nu-pieds, et nous avons repensé la définition du professionnalisme.

    بنابراین ما دانشگاه پابرهنه ها رو راه انداختیم، و کلمه" حرفه ای" رو از نو معنی کردیم.

  • ترجمه های کمتر

    • آگهی کردن
    • برهنه کردن
    • تبلیغات کردن
    • حزین
    • عاری ساختن
    • لخت
    • ملل متحد (یو.ان)
    • هنر برهنه
    • ویران
    • کم
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nu " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

NU
+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملل متحد

  • سازمان ملل

    proper
  • سازمان ملل متحد

    proper

تصاویر با "nu"

عباراتی شبیه به "nu" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nu" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه