ترجمه "objet" به فارسی

چیز, شیء, شی بهترین ترجمه های "objet" به فارسی هستند.

objet noun masculine دستور زبان

Quelque chose qui a une existance physique. [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • چیز

    noun

    Vous prenez un gros objet et le rendez petit.

    چیز بزرگی را برمیدارید و آن را کوچک میکنید.

  • شیء

    noun

    conteneur symbolique en informatique

    C'est un objet. Aux yeux de la loi, c'est un objet.

    این یک شیء است. یک شیء قانونی حقوقی.

  • شی

    noun

    Mais si on fait croître des objets ainsi, l’orientation de l’impression n’influence pas leurs propriétés.

    اما هنگامی که شما یک شی مانند این عمل میاورید، خواص توسط جهت چاپگر ثابت می شود.

  • ترجمه های کمتر

    • مفعول
    • هدف
    • اسباب
    • اعتراض کردن
    • سرفصل
    • شئ
    • ضابطه
    • مبحث
    • مخالفت کردن
    • مقصود
    • موضوع
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " objet " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "objet"

عباراتی شبیه به "objet" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "objet" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه