ترجمه "observation" به فارسی
مشاهده, انعكاس, تعبیر بهترین ترجمه های "observation" به فارسی هستند.
observation
noun
feminine
دستور زبان
Acte de noter les évènements. [..]
-
مشاهده
noun feminineexpérience de sélection et de recueil d'informations sur un phénomène [..]
Nous examinons en détail, faisons des observations, prenons des mesures de caractéristiques.
میتوان رفت و با دقت مشاهده، بررسی و وضعیت را اندازهگیری کرد.
-
انعكاس
noun -
تعبیر
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- تفسیر
- توضیح
- رشته یادداشت
- مبصری
- مراقب
- مراقبت
- مشاهده کننده
- مفسر
- نظارت
- گزارش رویداد
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " observation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "observation"
عباراتی شبیه به "observation" با ترجمه به فارسی
-
مشاهدات هواسنجي · مشاهدات هواشناختی
-
دادههاي اقليمشناختي · دادههاي اقليمي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن