ترجمه "olivier" به فارسی
زیتون, زیتونها, الیور بهترین ترجمه های "olivier" به فارسی هستند.
olivier
noun
masculine
دستور زبان
Arbre du genre Olea cultivé pour ses fruits.
-
زیتون
nounArbre du genre Olea cultivé pour ses fruits.
Qui a été ‘ arraché ’ de l’olivier cultivé, et qui a été greffé sur cet olivier ?
چه کسانی شاخههای ‹بریدهٔ› درخت زیتون اهلی بودند و چه کسانی به آن درخت پیوند داده شدند؟
-
زیتونها
noun masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " olivier " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Olivier
proper
masculine
دستور زبان
-
الیور
proper masculineMais des chiens comme mon Olivier
اما سگهای مثل سگ خودم الیور
-
اولئا اروپئا
-
زیتون اروپایی
-
زیتون خوراکی
تصاویر با "olivier"
عباراتی شبیه به "olivier" با ترجمه به فارسی
-
زيتون
-
زیر درختان زیتون
اضافه کردن مثال
اضافه کردن