ترجمه "opposant" به فارسی

حریف, خصم, ضد بهترین ترجمه های "opposant" به فارسی هستند.

opposant noun verb masculine دستور زبان

Homme qui est hostile à, sent de la haine envers, s'oppose aux intérêts de, ou à l'intention de blesser quelqu'un d'autre.

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    adjective masculine
  • خصم

    noun masculine
  • ضد

    adjective masculine

    Ces escarmouches opposent les démocrates aux milices armées.

    ما معتقديم که اين درگيري بين نيروهاي طرفدار دموکراسي و ضد دولتي است.

  • ترجمه های کمتر

    • مخالف
    • معارض
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " opposant " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "opposant" با ترجمه به فارسی

  • ضد · متضاد
  • ضد
  • اعتراض کردن · دفع کردن · ردکردن · مخالف بودن · مخالفت کردن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
  • جنس مخالف
  • اعتراض کردن · دفع کردن · ردکردن · مخالف بودن · مخالفت کردن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
  • اعتراض کردن · دفع کردن · ردکردن · مخالف بودن · مخالفت کردن · مخالفت کردن با · مغایر بودن · موافق نبودن · نساختن با
اضافه کردن

ترجمه های "opposant" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه