ترجمه "orbite" به فارسی
مدار, حدود, محوطه بهترین ترجمه های "orbite" به فارسی هستند.
orbite
noun
verb
feminine
دستور زبان
Une trajectoire circulaire ou elliptique d'un objet autour d'un autre. [..]
-
مدار
trajectoire que dessine dans l'espace un corps autour d'un autre corps sous l'effet de la gravitation
La maintenance robotique pourrait prolonger la vie de centaines de satellites en orbite autour de la Terre.
تعمیر و نگهداری بهوسیله رباتها میتواند عمر صدها ماهوارهی در مدار را بیشتر کند.
-
حدود
noun feminine -
محوطه
noun feminine
-
ترجمه های کمتر
- نوسان نما
- کروی شدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orbite " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "orbite"
عباراتی شبیه به "orbite" با ترجمه به فارسی
-
مدار زمینهمزمان
-
مدار خورشید مرکزی
-
مدار بیضی
-
مدار زمینایستور
-
مدار زمینمرکزی
-
مدار خورشیدآهنگ
-
مدار قطبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن