ترجمه "ordre" به فارسی

فرمان, چیدمان, دستور بهترین ترجمه های "ordre" به فارسی هستند.

ordre noun masculine دستور زبان

Relation entre des éléments d’un ensemble [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • فرمان

    noun

    Lucrezia agit sur les ordres de gens aux manipulations cruelles.

    لوکريشا به فرمان متقلباي بي رحم عمل ميکنه.

  • چیدمان

    noun
  • دستور

    noun

    Nous avions pour ordre de les traquer .

    به ما دستور داده بودن رد اون وحشيا رو بگيريم.

  • ترجمه های کمتر

    • راسته
    • اجازه
    • امر
    • انتصاب
    • انجمن
    • اُرد
    • تجویز کردن
    • حکم
    • حکمی
    • دستور خرید
    • رسته
    • سفارش خرید
    • صنف
    • فرمایش
    • قانون
    • نسخه نوشتن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ordre " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Ordre

Ordre (sacrement)

+ اضافه کردن

"Ordre" در فرهنگ لغت فرانسوی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Ordre در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "ordre"

عباراتی شبیه به "ordre" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ordre" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه