ترجمه "orienter" به فارسی
جهت یابی کردن, خاور, شرق بهترین ترجمه های "orienter" به فارسی هستند.
orienter
verb
دستور زبان
-
جهت یابی کردن
verb -
خاور
noun -
شرق
noun
-
ترجمه های کمتر
- مشرق زمین
- نیمکره شرقی
- هدف گیری کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " orienter " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "orienter" با ترجمه به فارسی
-
برنامهنویسی جنبهگرا
-
معماری سرویسگرا
-
اوریانته
-
گراف جهتدار
-
پایگاه دادههای گراف
-
زبان برنامهنویسی شیءگرا
-
مهندسی نرمافزار بر پایه پیکرپار
-
برنامه نویسی شئ گرا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن