ترجمه "os" به فارسی

استخوان, استخوانها, استخون بهترین ترجمه های "os" به فارسی هستند.

os noun masculine دستور زبان

L'un des composants d'un endosquelette, composé principalement de phosphate de calcium, le collagène et les cellules [..]

+ اضافه کردن

فرانسوی-فارسی فرهنگ لغت

  • استخوان

    noun

    tissu conjonctif solidifié [..]

    Je suis trempé jusqu'aux os.

    تا مغز استخوان خیس شدم.

  • استخوانها

    Je suis trempé jusqu'aux os.

    تا مغز استخوان خیس شدم.

  • استخون

    noun masculine

    Je veux sentir tes os se briser entre mes mains.

    میخوام صدای شکستن استخون هات رو بین دست هام بشنوم.

  • ترجمه های کمتر

    • ستخوان
    • اسكلت
    • خواستن
    • دندان فیل
    • رنگ عاج
    • عاج
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " os " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "os"

عباراتی شبیه به "os" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "os" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه