ترجمه "osseux" به فارسی
استخوانی, رام نشده, نحیف بهترین ترجمه های "osseux" به فارسی هستند.
osseux
adjective
masculine
دستور زبان
-
استخوانی
adjectiveafin qu'elles deviennent du tissu osseux, pulmonaire, hépatique,
مثلا تبدیل به سلول های استخوانی، ریوی،و یا کبدی شوند،
-
رام نشده
adjective masculine -
نحیف
adjective masculine
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " osseux " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "osseux" با ترجمه به فارسی
-
سختکام
-
مغز استخوان
-
مغز استخوان
-
لگن خاصره
-
كالوس استخوان
-
آهكيشدن · آهكيشدن (اسكلت) · استخوانسازي · تشکیل استخوان · معدنيسازی استخوان
-
تومور استخوان
-
ماهیان استخوانی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن