ترجمه "ourse" به فارسی
خرس ترجمه "ourse" به فارسی است.
ourse
noun
feminine
دستور زبان
Ours (Ursinae) femelle.
-
خرس
noun feminineCes ours montrent déjà des signes de l'importance de la disparition des glaciers.
این خرس ها نشانه های اضطراب ناشی از ناپدید شدن یخ ها را نشان می دهند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ourse " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ourse"
عباراتی شبیه به "ourse" با ترجمه به فارسی
-
خرس قطبی
-
بامزی · خرسک
-
ادب نگاه داشتن · انجام وظیفه کردن · اورسوس · بدنه کشتی · برائت کردن · تالاركتوس · حامل بودن · خرس · خرسان · خرسها · دربرداشتن · سازش کردن · سلناركتوس · لاشه کشتی · نهنگ · وال
-
خرس بزرگ · دب اکبر · دباکبر
-
خرس قطبی
-
دباکبر
-
خرس تنبل
-
خرس عینکی · خرس عینکی; خرس آندی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن