ترجمه "outil" به فارسی
ابزار, اسباب, ادوات كشاورزي بهترین ترجمه های "outil" به فارسی هستند.
outil
noun
masculine
دستور زبان
Objet mécanique conçu pour rendre une tâche plus facile.
-
ابزار
nouninstrument physique utilisé pour exercer une action
Un bon outil diminue le travail de moitié.
یک ابزار خوب کار را نصف میکند.
-
اسباب
noun masculineC'est juste un enfant qui a grandi en jouant avec des outils plutôt qu'avec des jouets.
اون بچه ای بود که بزرگ شده بود با بازی کردن با ابزارها بجای اسباب بازی ها.
-
ادوات كشاورزي
-
ترجمه های کمتر
- لوازم آشپزخانه
- اجرا
- الت
- انجام
- تاسيسات
- تجهیزات
- ظروف
- فلان چیز
- ماشينآلات
- وسایل
- وسیله
- چیز
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " outil " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "outil"
عباراتی شبیه به "outil" با ترجمه به فارسی
-
کلمه دستوری
-
ابزارآلات هرس · ابزارهای هرس · هرسگرها
-
ابزارآلات پيوندزني · ابزارهای پیوندزنی · تجهيزات پيوندزني
-
واژههای پرسشی در زبان انگلیسی
-
جعبه ابزار
-
سیانسی
-
سیانسی
-
حرکت صفحه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن