ترجمه "ovin" به فارسی
گوسفند, گوسفند(ها) بهترین ترجمه های "ovin" به فارسی هستند.
ovin
adjective
noun
masculine
دستور زبان
-
گوسفند
nounSystème dans lequel plusieurs espèces, bovins et ovins par exemple, pâturent les mêmes surfaces, simultanément ou successivement
استفاده از گله گاو و گوسفند در یک نظام چرا، چه آن دو گونه در ناحیه و زمان مشابهی به چرا مشغول شوند چه نشوند
-
گوسفند(ها)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ovin " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ovin" با ترجمه به فارسی
-
آبله گوسفندي
-
ويروس آبله بزي · ويروس آبله گوسفندي · ويروس بيماري لامپي پوست · کاپریپوکسویروس
-
فستوکا اوینا · فسكوي گوسفندي
-
گوشت گوسفند · گوشت گوسفندي
-
بيماريهاي ميكوپلاسمايي · عفونتهاي ميكوپلاسما · فيتوپلاسموزها · میکوپلاسموزها · پلوروپنوموني گوسفندي واگير
اضافه کردن مثال
اضافه کردن