ترجمه "ovuler" به فارسی
تخمک گذاردن ترجمه "ovuler" به فارسی است.
ovuler
verb
دستور زبان
-
تخمک گذاردن
verb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ovuler " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ovuler" با ترجمه به فارسی
-
اندام ماده گل · اووسيتها · برچهها · تحریک کردن · تخمدانهاي گياهي · تخمريزيكردن · تخمك جانوری · تخمكها · تخمک · تخمک (گیاهی) · تخمکها · خامه · كلاله · مادگی · منطقه شفاف
-
انجماد تخمكسلول · تخمكهاي منجمد · حفاظت تخمکسلول · نگهداری ااوسیت
-
تخمكها (گياه)
-
اووسيستها · زیگوتها · سلولهای تخم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن