ترجمه "pâte" به فارسی
خمیر, شیرینی, پول بهترین ترجمه های "pâte" به فارسی هستند.
pâte
noun
feminine
دستور زبان
Préparation culinaire à base de farine
-
خمیر
nounmasse comestible qui est utilisé dans la cuisine et la pâtisserie
La pâte gonfle dans les mêmes proportions entre chaque raisin.
خمیر بین تمام کشمشها به یک اندازه پف میکند.
-
شیرینی
noun feminine -
پول
noun feminineSi les pâtes se payaient en mots, vous seriez très grosse.
اگه داستانهاي عاشقانه ميتونست پول غذا رو بده شماها الان ميبايست خيلي چاق باشين
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pâte " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pâte"
عباراتی شبیه به "pâte" با ترجمه به فارسی
-
خمیرهای ماهی
-
خمیر هزارلا · خمیر پفکرده
-
آبپنیر · خمير آبپنير
-
پاستا
-
پویانمایی خمیری
-
خمير سولفاتي · خمير سولفيتي · خمير قليايي · خمیر شیمیایی
-
خمیرسازی
-
پنیر آبی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن