ترجمه "passif" به فارسی
منفعل, بدهی, بدهیها بهترین ترجمه های "passif" به فارسی هستند.
passif
adjective
noun
masculine
دستور زبان
(Quelque chose) Qui n'est pas actif, mais sur lequel on agit. [..]
-
منفعل
adjective masculineCe n’est pas une qualité passive, mais active, positive.
فضیلت، ویژگی یا خصوصیتی منفعل نیست بلکه فعال و مثبت است.
-
بدهی
noun masculineélément du patrimoine ayant une valeur économique négative pour l’entreprise
-
بدهیها
noun
-
ترجمه های کمتر
- دین
- ستون بدهي
- مسئوليت
- پاسیو
- پسیو
- کونی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " passif " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "passif" با ترجمه به فارسی
-
خانه تاثیر پذیر
-
ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
-
رادار غیرفعال
-
منفعل · پاسیو
-
ايمنسازي غير فعال · ايمني اتخاذی · ایمنی غیر فعال · ایمنی پاسیو
اضافه کردن مثال
اضافه کردن