ترجمه "pathogène" به فارسی
باكتريهاي بيماريزا, بیماریزا, بیماریزاها بهترین ترجمه های "pathogène" به فارسی هستند.
pathogène
adjective
masculine
دستور زبان
-
باكتريهاي بيماريزا
noun -
بیماریزا
noun masculineConsidérez les fongi — en incluant les champignons, la rouille, la moisissure et d'autres organismes pathogènes.
قارچها را در نظر بگیرید— شامل کپکها، زنگ گیاهی و بسیاری دیگر از ارگانیزمهای بیماریزا.
-
بیماریزاها
nounNous partageons les mêmes agents pathogènes.
وجه مشترک بین ما بیماریزاها هستند.
-
ترجمه های کمتر
- قارچهاي بيماريزا
- ميكروارگانيسمهاي بيماريزا
- ويروسهاي بيماريزا
- پاتوژنها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pathogène " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pathogène" با ترجمه به فارسی
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
باكتريهاي بيماريزا · بیماریزاها · قارچهاي بيماريزا · ميكروارگانيسمهاي بيماريزا · ويروسهاي بيماريزا · پاتوژنها
-
پاتوژنهای غیر بیماریزا
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
باكتريهاي بيماريزا · بیماریزا · بیماریزاها · قارچهاي بيماريزا · ميكروارگانيسمهاي بيماريزا · ويروسهاي بيماريزا · پاتوژنها
-
برهمكنشي ميزبان-بيماريزا · روابط میزبان-بیماریزا · سيستمهاي ميزبان-بيماريزا
-
باكتريهاي بيماريزا · بیماریزاها · قارچهاي بيماريزا · ميكروارگانيسمهاي بيماريزا · ويروسهاي بيماريزا · پاتوژنها
-
باكتريهاي بيماريزا · بیماریزاها · قارچهاي بيماريزا · ميكروارگانيسمهاي بيماريزا · ويروسهاي بيماريزا · پاتوژنها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن